معنی بالابرکلا
6 بازدید
[ بَ کَ ] (اِخ) نام بقایای آبادیی در حدود استرآباد. رابینو گوید: راه ما به کنداب منتهی شد و آن دهی بود دارای تقریباً سی یا چهل خانه و بیشتر سکنهٔ آنجا زمستان را در دشت استرآباد بسر می بردند. بعد چندین خانهٔ خرابه معروف به «بالابرکلا» را مشاهده نمودیم، آنجا قریهٔ ویرانه ای بود که سابقاً برکلا که از دهات هزارجریب بوده تعلق داشته است. (ترجمهٔ مازندران و استرآباد رابینو ص ۱۴۱).
کلمات همقافیه با «بالابرکلا»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لا» برای سرودن شعر