معنی باقیدار شدن
5 بازدید
[ شُ دَ ] (مص مرکب) عمل باقی دار. کسری پیدا کردن. از حاصل عملی مالی بر ذمهٔ کسی ماندن که از عهدهٔ ادای آن برنتواند آمد. (یادداشت مؤلف).
کلمات همقافیه با «باقیدار شدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر