معنی باقرتنگه
26 بازدید
[ قِ تَ گَ ] (اِخ) از دهات بلده (دهستان پازوار) حومهٔ مشهد سر. (از مازندران و استرآباد رابینو ترجمهٔ وحید مازندرانی ص ۷۴ و ۱۵۷). در فرهنگ جغرافیائی آمده است: دهی است از دهستان حومهٔ بخش بابلسر شهرستان بابل که در ۴ هزارگزی خاور بابلسر بر کنار راه شوسهٔ بابلسر به نمیردردشت واقع است. ناحیه ای است دارای آب و هوای معتدل مرطوب و ۲۱۵ تن سکنه، آب آنجا از چاه تأمین میشود، محصول عمدهٔ آن پنبه و کنجد و باقلا و غلات و صیفی و لبنیات و شغل مردمش زراعت و گله داری است و گله داران تابستان برای ییلاق به سواد کوه میروند. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۳).
کلمات همقافیه با «باقرتنگه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «گه» برای سرودن شعر