معنی باقرة
7 بازدید
[ قِ رَ ] (ع ص) تأنیث باقر. شکافنده. - رجل باقرة؛ آنکه در علوم جستجو کند و ژرف نگرد. (از تاج العروس). - فتنة باقرة؛ فتنهٔ عظیم و وسیع. (از تاج العروس) و در حدیث آمده است: ستأتی علی الناس فتنة باقرة تدع الحلیم حیران. فتنه ای تفرقه انداز و مزیل الفت. (ناظم الاطباء) (آنندراج). یعنی شکافندهٔ الفت و شق کنندهٔ عصا. (از اقرب الموارد). و رجوع به باقر شود. || شمشیر تیز و بران. (آنندراج).[ قِ رَ ] (اِخ) از قرای یمامه است و دو قریه بدین نام است. (از تاج العروس) (معجم البلدان) (مراصدالاطلاع).
کلمات همقافیه با «باقرة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رة» برای سرودن شعر