معنی باغنج
4 بازدید
[ غَ ] (اِ) انگور نیم رسیده. (فرهنگ شعوری ج ۱ ورق ۱۵۳). انگور نیم پخته. (ناظم الاطباء). باغج. (فرهنگ اوبهی). انگور نیم رس. (برهان) (انجمن آرای ناصری) (آنندراج): چو نیک و بد همه از هم نشین بیاموزد شود برفته سیه همچو یکدگر باغنج. ابوالمعالی (از فرهنگ ضیاء).
کلمات همقافیه با «باغنج»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نج» برای سرودن شعر