معنی باعور

معنی باعور

6 بازدید
(اِخ) پدر بَلعَم. و او زاهدی بود مستجاب الدعوة در زمان موسی علیه السلام و عاقبت ایمان بر باد داد، و بلعام نیز گویند. رجوع به باعورا شود: پیرهن عصیان بنداز اگر آیدت از بلعم باعور عار.ناصرخسرو. بلعم باعور را خلق جهان سغبه شد مانند عیسی زمان. مولوی (مثنوی چ خاور ص ۶۵ س ۲۸). بلعم باعور و ابلیس لعین زامتحان آخرین گشته مهین. مولوی (همان کتاب ص ۱۴۹ س ۳). بلعم باعور و ابلیس لعین سود نامدشان عبادتها و دین. مولوی (مثنوی چ خاور ص ۲۱۴ س ۲۱).

کلمات هم‌قافیه با «باعور»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ور» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید