معنی باعوث
6 بازدید
(سریانی، اِ) اسم سریانی است و آن ترسایان را بمنزلهٔ استسقاست مر مسلمانرا. (منتهی الارب). نماز باران. ج، بَواعیث. (از اقرب الموارد). در ترسایان بمنزلهٔ استسقا میباشد مرمسلمانانرا. (ناظم الاطباء) (آنندراج). عیدیست ترسایانرا یا همان باعوت است باعین مهمله و تاء مثناة. (بیرونی، یادداشت مؤلف). در المعرب جوالیقی آمده است: الباغوث، کلمهٔ عجمهٔ معروف و آن عید نصاری است. ولی در حاشیه مینویسد که باغوت صورت تصحیف شده ای است که ابن درید آن را در ذیل مادهٔ «بغت» آورده است، ولی صورت دیگر کلمه باعوث است و در اللسان آمده است: «الباعوث برای مردم مسیحی در حکم استسقاء است برای مسلمانان و آن اسمی سریانی است» (المعرب جوالیقی ص ۵۷). باعوث را باغوث نیز نوشته اند. (نشوءاللغه ص ۶۹): ولا نظهر النیران فی شی ء من طرق المسلمین و الاسواقهم و لا نظهر باعوثا؛ در راهها و بازارهای مسلمانان آتش را ظاهر و روشن نکنیم و باعوث نیاوریم. (از نامهٔ نصارای مدینه به عمر بنقل معالم القربه فی احکام الحسبه ص ۴۱). و رجوع به غرائب اللغة العربیه، ص ۱۷۳ شود.
کلمات همقافیه با «باعوث»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وث» برای سرودن شعر