معنی باعد
7 بازدید
[ عِ ] (ع ص) برابر قریب، دور. (آنندراج). ج، بَعَد. || دورشونده. || هالک. (اقرب الموارد). ظاهراً از بُعد بمعنی هلاک چنانکه در صحاح و غیره آمده است. قال تعالی:{/B أَلاََ بُعْداً لِمَدْیَنَ کَمََا بَعِدَتْ ثَمُودُ. ۵-۱۰۱۱:۹۵/}(قرآن ۱۱/۹۵) (از تاج العروس). - بعد باعد؛ بر سبیل مبالغه، یعنی بسیار دور. (از اقرب الموارد) (تاج العروس). دوری بسیار دور. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «باعد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «عد» برای سرودن شعر