معنی باضک
5 بازدید
[ ضِ ] (ع ص) بَضوک. (منتهی الارب). شمشیر بران. (منتهی الارب) (آنندراج): سیف باضک و بضوک، قاطع. (از ذیل اقرب الموارد). و رجوع به بضوک شود.
کلمات همقافیه با «باضک»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ضک» برای سرودن شعر