معنی باسن

معنی باسن

40 بازدید
[ سَ ] (فرانسوی، اِ) بمعنی لگن خاصره. استخوان بندی لگن خاصره. <۵۳۰۶۴۰۰۳۰۱۴۱۵۱۰۱>...
[ سُ ] (فرانسوی، اِ) نام یکی از آلات بادی موسیقی از نوع فلوت است. ظاهراً این ساز لوله ای شکل در سال ۱۴۸۰ در پاوی اختراع شده است و انواع مختلف دارد، بعضی از آن دارای دوازده سوراخ و سه کلید و نوع دیگر بدون کلید و دارای یازده سوراخ است. زبانهٔ باسن دو تیغهٔ نی رویهم است. آنطور که از نام باسن بر می آید آوازهای بم آواز اصلی آن محسوب میشود. معمولاً باسن را از چوب افرا و بلسان میسازند. نوع دیگر از باسن نیز بنام کنترباسن وجود دارد که یک «اکتاو» بم تر از نت نوشته شده آواز میدهد و از ۶ تا پانزده کلید دارد.
[ ] (اِخ) ولایتی به ارزنة الروم. لسترانج گوید: در هشت فرسخی مشرق ارزنةالروم بر قلهٔ کوهی در حوالی یکی از سرچشمه های ارس قلعهٔ بزرگ «اونیک» بود که حمداللََّه مستوفی گوید: شهر آبشخور در پای آن کوه است. این شهر از توابع ارزن الروم محسوب میگردید. یاقوت گوید:

کلمات هم‌قافیه با «باسن»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «سن» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید