معنی باسط

معنی باسط

6 بازدید
[ سِ ] (ع ص، اِ) فراخ کننده. (منتهی الارب). اسم فاعل از بَسط. فراخی دهنده. (غیاث اللغات) (آنندراج). فراخ کنندهٔ روزی. (مهذب الاسماء). || گسترنده. (منتهی الارب) (آنندراج). گستراننده. (مهذب الاسماء): {/B وَ کَلْبُهُمْ بََاسِطٌ ذِرََاعَیْهِ بِالْوَصِیدِ۱۴-۱۸۱۸:۱۸/} (قرآن ۱۸/۱۸)؛ و سگشان گستراننده بود دو ساعدش را به آستانهٔ در غار. (از منتهی الارب). || یکی از نامهای خدای تعالی بدان جهت که فراخ میگرداند رزق را به هر که میخواهد. (منتهی الارب) (آنندراج) (قطر المحیط). نامی از نامهای خدای تعالی. (مهذب الاسماء). || آب دور از گیاه. (از قطر المحیط). آب دور از سبزه و چراگاه. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). || خمس باسط؛ شتران به آب خور شتابنده. (منتهی الارب) و قال اللََّه تعالی : {/Bوَ اَلْمَلاََئِکَةُ بََاسِطُوا أَیْدِیهِمْ ۳۴-۳۷۶:۹۳/} (قرآن ۶/۹۳)؛ یعنی فرشتگان مسلطاند بر آنها. (منتهی الارب). و قال اللََّه تعالی:{/Bکَبََاسِطِ کَفَّیْهِ إِلَی اَلْمََاءِ لِیَبْلُغَ فََاهُ ۱۴-۱۹۱۳:۱۴/}(قرآن ۱۳/۱۴)؛ یعنی مانند خواهندهٔ آب که اشاره کند بسوی آن تا آب اجابت نماید او را. (منتهی الارب). و رجوع به باسطة شود.

کلمات هم‌قافیه با «باسط»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «سط» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید