معنی باسر شدن
5 بازدید
[ سَ شُ دَ ] (مص مرکب) عقب عقب رفتن. قهقرا. (فرهنگ شعوری ج ۱ ص ۱۸۰). فرار کردن. عقب نشستن. (ناظم الاطباء). || صورتی از بسر شدن بمعنی بپایان رسیدن. رجوع به باسری شدن شود. || کنایه از شتافتن برای انجام کاری. سرقدم کردن.
کلمات همقافیه با «باسر شدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر