معنی باستراک
6 بازدید
[ تَ ] (اِ) نوعی از سار. (ناظم الاطباء). در فرهنگ دزی این کلمه در برابر کلمهٔ فرانسوی گریو آمده و معنای گریو در فرهنگ فرانسه بفارسی نفیسی چنین است: باستراک. سمرمر. دج. سمنه. دجاج بری. سمانی. سلوی. و رجوع به باسترک شود.
کلمات همقافیه با «باستراک»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اک» برای سرودن شعر