معنی باستانشناس
6 بازدید
[ شِ ] (نف مرکب) شناسندهٔ آثار باستانی. دانای علم به آثار تاریخی. عالم به علم باستان شناسی (علم به آثار عتیقات). آرکئولوگ . (لغات مصوبهٔ فرهنگستان ایران).
کلمات همقافیه با «باستانشناس»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اس» برای سرودن شعر