معنی بازیگه
6 بازدید
[ گَ هْ ] (اِ مرکب) مخفف بازیگاه. <۵۳۰۶۴۰۰۳۰۱۴۱۳۹۰۱>... بازیجای. جای بازی. میدان. بازیکده : بازیگه شمس و قمر و ببر و هژبر است منزلگه جود و کرم و حلم و وقار است. منوچهری. چو در بازیگه میدان رسیدند ریرویان ز شادی می پریدند.نظامی. و رجوع به بازیگاه و بازیکده شود.
کلمات همقافیه با «بازیگه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «گه» برای سرودن شعر