معنی بازیافت
5 بازدید
[ بازْ ] (مص مرکب مرخم، اِمص مرکب) پیدا کردن. به دست آوردن : من در اثنای آن گیرودار و در ضمن آن پیکار و کارزار [ در ] اندیشهٔ بازیافت آن جوان میبودم. (مقامات حمیدی). || استدراک. || خریدن. (غیاث اللغات) (آنندراج). || اصطلاح مالی عهد صفوی بمعنی دریافت :
کلمات همقافیه با «بازیافت»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «فت» برای سرودن شعر