معنی بازگشودن

معنی بازگشودن

6 بازدید
[ گُ دَ ] (مص مرکب) باز کردن. افتتاح کردن : یکی گنج را در گشادند باز.فردوسی. که تا کس نگوید سخن جز به راز نهانی در دژ گشادند باز.فردوسی. با که گرو بست زمین کز میان بازگشاید کمر آسمان.نظامی. گوهرآمای گنج خانهٔ راز گنج گوهر چنین گشاید باز.نظامی. و آنچه گشایی ز در عز و ناز بر تو همان در بگشایند باز.نظامی. بیا که فرقت تو چشم من چنان دربست که فتح باب وصالت مگر گشاید باز.حافظ. || رها کردن از بند. آزاد کردن : و آنچ فاضل و زیاد آمد با او رد گردانیدند و او را بازگشودند. (تاریخ قم ص ۱۶۱).

کلمات هم‌قافیه با «بازگشودن»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «دن» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید