معنی بازگسستن
5 بازدید
[ گُ سَ تَ ] (مص مرکب) گسستن. رها کردن. جدا شدن : چون ز تو من بازگسستم، ز من بگسل و کوتاه کن این قیل و قال. ناصرخسرو.
کلمات همقافیه با «بازگسستن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر