معنی بازگستردن
6 بازدید
[ گُ تَ دَ ] (مص مرکب) گستردن. پهن کردن : چو آمد بدان روزگار دراز همی گسترد چادر داد باز.فردوسی. بفرمان اویست گردان سپهر وز و بازگسترده هرجای مهر.فردوسی.
کلمات همقافیه با «بازگستردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر