معنی بازکل
4 بازدید
[ کُ ل ل ] (اِخ) شهری است در ساحل دریا پائین تر از بصره. (مراصدالاطلاع). از بلاد بحر است در پائین بصره و منسوب به آن بازکلی است. (سمعانی). به روایت ابوسعد، شهری است در پائین بصره، ولی من آن شهر را نشناختم. (معجم البلدان).
کلمات همقافیه با «بازکل»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «کل» برای سرودن شعر