معنی بازپیچ

معنی بازپیچ

8 بازدید
(اِ مرکب) بازنیچ. مهرهٔ چندی است که بر ریسمان بندند و از بالای گهوارهٔ اطفال آویزند تا ایشان بدان بازی کنند و آنرا بعربی دأدأة گویند. (برهان) (ناظم الاطباء) (انجمن آرا) (آنندراج). مهره ای چند است که بر ریسمان بندند و از بالای گهواره آویزند که کودکان به آن بازی کنند و بعربی دوداة گویند اما در السامی فی الاسامی مسطور است که هی خشبات یضم بعضها الی بعض و یوضع علیها شی ء اما من خشب عریض او غیره من اللباس لیکون للصبی بمنزلةالمهد. (سروری): عقد ثریا نشود بازپیچ.شهید (از انجمن آرا). پی مهد اطفال جاهت سزد که عقد ثریا شود بازپیچ. شهید (از سروری). و رجوع به شعوری ج ۱ ورق ۱۵۴ شود. || ریسمانی را گویند که در ایام جشن و عید از جایی آویزند و زنان و دختران بر آن نشسته در هوا آیند و روند. (برهان) (ناظم الاطباء). و جنبلود نیز گویند، ریسمانی باشد که کودکان هر دو سرهاش بر هم بندند و از جایی درآویزند و در میان آن نشینند و از بهر بازی بجنبانند و آنرا بترکی سالنجاق گویند. بوالمثل گوید: ز تاک خوشه فروهشته و ز باد نوان چو زنگیانی بر بازپیچ بازیگر. (لغت فرس اسدی چ عباس اقبال ص ۵۷). ریسمانی بود که روز نوروز یا در ایام عید کودکان از بام یا از درخت درآویزند و در میان آن نشینند و در هوا روند و آیند و در بعضی دیار آنرا کاز خوانند و بتازی ارجوحه گویند و بپارسی حکالوس نامند و در کرمان کواجه گویند و در اصفهان حنجیل خوانند. و در هندوستان بلبک نامند. بوالمثل گوید: ز تاک خوشه فروهشته و ز باد نوان چو زنگیانی بر بازپیچ بازیگر. (فرهنگ اوبهی). رسنی دوتا که بیاویزند و بچگان و دخترکان بدان برنشینند و بازی کنند و آن را اورک و اریبج نیز گویند. (شرفنامهٔ منیری). ریسمانی را گفته اند که در جشن و سور بر شاخهٔ درختی بندند و در آن نشینند و در هوا آمد و شد کنند. فخری گفته : امن و عدل و استقامت در هوای ملک تو باد چون بازی گران بازی کنان در بازپیچ. در فرهنگ سامانی بادپیچ بدال مهمله گفته و این معنی با حرکت در هوا انسب است و رشیدی بادپیچ را اصح دانسته است. (انجمن آرا) (آنندراج). مَرجوحَة. اُرجوحَه. بانوج. (منتهی الارب). تَرمورَه. تاب. رُجاجَه. و رجوع به بادپیچ شود. || و بعضی گفته اند چهارچوب است و بر آن تخته یا جامه ای وصل کنند که بمنزلهٔ گهواره باشد اطفال را. (برهان) (ناظم الاطباء). || چوبی چند است که بر یکدیگر بندند و کرباسی بر روی آن افکنند که بدلی گهوارهٔ کودک باشد. (انجمن آرا) (آنندراج). و رجوع به شعوری ج ۱ ورق ۱۵۴ شود.

کلمات هم‌قافیه با «بازپیچ»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «یچ» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید