معنی بازپوشیدن
5 بازدید
[ دَ ] (مص مرکب) دوباره پوشیدن. از نو بتن کردن. بر تن کردن. پوشیدن : ستایش چو کرد آن یل سرفراز بتن بازپوشید هرگونه ساز.فردوسی. || پنهان کردن. نهان ساختن : کوشید که راز بازپوشد با آتش دل که بازکوشد؟نظامی.
کلمات همقافیه با «بازپوشیدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر