معنی بازپیوستن
4 بازدید
[ پَ / پِ وَ تَ ] (مص مرکب) دوباره پیوستن. دوباره ملحق شدن. ارتباط یافتن. مرتبط شدن : وگر خواهی بشاهی بازپیوست دریغا من که باشم رفته از دست.نظامی. ز حد گذشت جدائی میان ما ایدوست هنوز وقت نیامد که بازپیوندی؟ سعدی (طیبات). و رجوع به پیوستن شود.
کلمات همقافیه با «بازپیوستن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر