معنی بازپس گرفتن
10 بازدید
[ پَ گِ رِ تَ ] (مص مرکب) عقب نشینی کردن. برگشتن. بعقب نهادن : گرفتم قدم لاجرم بازپس که پاکیزه به مسجد از خار و خس. سعدی (بوستان).
کلمات همقافیه با «بازپس گرفتن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر