معنی بازپس رفتن
5 بازدید
[ پَ رَ تَ ] (مص مرکب) بعقب رفتن. (ناظم الاطباء). پس پس رفتن. واپس رفتن : احمد جنگ میکرد و بازپس میرفت. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص ۴۳۶). هر کمان کز پس کشندش بیشتر تیر او بیشک رود در پیشتر بازپس نرود بره گر حیله ساز کی تواند جُسْت ز آب رود باز؟عطار. و رجوع به بازپس سپردن شود.
کلمات همقافیه با «بازپس رفتن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر