معنی بازپس راندن
5 بازدید
[ پَ دَ ] (مص مرکب) بعقب راندن : ز اشرار مشتی بازپس، رانده بکین او نفس پیکانْش چون پر مگس، در چشم اشرار آمده. خاقانی.
کلمات همقافیه با «بازپس راندن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر