معنی بازهشتن
7 بازدید
[ هِ / هَ تَ ] (مص مرکب) هشتن. گذاشتن. واگذار کردن : جهان را بدان بازهل کافرید وز او آمد این چرخ گردان پدید.فردوسی. سخنها دراز است و کاری درشت به یزدان کنون بازهشتیم پشت.فردوسی. بازهل این فرش کهن پوده را طرح کن این دامن آلوده را. نظامی (مخزن الاسرار ص ۷۷). و رجوع به هشتن شود.
کلمات همقافیه با «بازهشتن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر