معنی بازهر
9 بازدید
[ زَ ] (اِ) پازهر. دزی ازالمستعینی آرد: هوالبازرد و یقال له بازهر؛ ای نافی السم، کما یقال لحجر من الاحجار بازهر لهذه العلة. (دزی ج ۱ ص ۴۸). - بازهر کانی؛ فادزهر معدنی است. (فهرست مخزن الادویه). - بازهر گاوی؛ حجرالبقر است. (فهرست مخزن الادویه). و رجوع به پازهر و پادزهر و بادزهر شود.
کلمات همقافیه با «بازهر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «هر» برای سرودن شعر