معنی بازماندگی
6 بازدید
[ دَ / دِ ] (حامص مرکب) عقب ماندگی. (ناظم الاطباء). || گرفتاری : برف و باران و صاعقه پدید آمد، پیش اصفهبد فرستاد که ما را بازماندگی است و لشکر مرا علف نیست، جواب داد که من حکم آسمانی بازنتوانم داشت، اما بفرمایم تا تعرض نرسانند تا حشم تو ایمن به علوفه شوند. (تاریخ طبرستان). || حبس شدگی. گرفتاری. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «بازماندگی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «گی» برای سرودن شعر