معنی بازمان
6 بازدید
(حامص مرکب) توقف. (برهان قاطع). درنگ. (ناظم الاطباء) (انجمن آرای ناصری) (آنندراج). || مقدار ثابتی که بر جای میماند. (لغات مصوبهٔ فرهنگستان). مقصود حاصل کار و یا نتیجهٔ خالصی است که از نتیجه به راه افتادن دستگاهی یا کارخانه ای بدست می آید.
کلمات همقافیه با «بازمان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر