معنی بازرفته
5 بازدید
[ رَ تَ / تِ ] (ن مف مرکب) بازگشته. برگشته. رفته : در خانهٔ من ز ساز رفته بازآمده گیر و بازرفته.نظامی. و رجوع به رفته شود.
کلمات همقافیه با «بازرفته»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ته» برای سرودن شعر