معنی بازدانگان
5 بازدید
[ نَ / نِ ] (اِ) جِ بازدانه. عریان البذور. گیاهانی که تخمک و دانه هایشان برهنه است، یعنی در تخمدان یا برون بری (پوش میوهٔ حاصل از جدار تخمدان در رسیدن، مثل پوست گندم) قرار ندارد. مانند کاج و سرو و امثال آنها. ( اندام شناسی پارسا ص ۱۱۹ فهرست). بازدانگان حدفاصل بین نهاندانگان و نهانزادان میباشند. (گیاه شناسی ثابتی ص ۲۹۶ و ۴۱۷).
کلمات همقافیه با «بازدانگان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر