معنی بازداشتنی
6 بازدید
[ تَ ] (ص لیاقت) لایق حفظ و نگاهداری. || کسی که درخور بازداشت و توقیف است : و هر که بازداشتنی بود فرمود تا حبس کردند. (فارسنامهٔ ابن البلخی ص ۹۸۱).
کلمات همقافیه با «بازداشتنی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نی» برای سرودن شعر