معنی بازاستاد کردن
5 بازدید
[ اِ کَ دَ ] (مص مرکب) متوقف شدن. || منصرف شدن : به که در سوزنش میخواستم داد از آن تدبیر بازاستاد کردم.سوزنی.
کلمات همقافیه با «بازاستاد کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر