معنی بار شدن
6 بازدید
[ شُ دَ ] (مص مرکب) حمل شدن. (ناظم الاطباء: بار). || گران شدن چیزی بر کسی. (ناظم الاطباء: بار). - بار شدن بر کسی؛ کل شدن بر کسی، اَنگل شدن بر او. تحمیل شدن بر او. رجوع به «بار» شود.
کلمات همقافیه با «بار شدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر