معنی بار خیمه
4 بازدید
[ رِ خَ / خِ مَ / مِ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب) قرارگاه باج گیران در راهها و گذرگاهها. میرنظمی گوید: خیال غمزه ها در دل نشسته بجان آمد شدن را راه بسته بخواهد بار خیمه از دل و جان گذرگاه نفس بندید هر آن. (از شعوری ج ۱ ورق ۱۹۰ برگ آ). باجگاه. گمرکخانه. (دِمزن). || بکثرت استعمال بخود باج گیر هم اطلاق شده است. باجدار. (دِمزن). جمع کنندهٔ مالیات و گمرک. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «بار خیمه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مه» برای سرودن شعر