معنی بارگاو
7 بازدید
(اِ) اقرار، و قول و عهد و پیمان. (ناظم الاطباء). || کنسرت موزون و هماهنگ. (دِمزن). و رجوع به بارکاو، شود.
کلمات همقافیه با «بارگاو»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «او» برای سرودن شعر