معنی بارکشی
4 بازدید
[ کَ / کِ ] (حامص مرکب) عمل بار کشیدن. مجازاً، تحمل رنج و سختی کردن. (دِمزن): باز نگویم که ز خامی بود بارکشی کار نظامی بود.نظامی. خشت زنی پیشهٔ پیران بود بارکشی کار اسیران بود.نظامی. || بردن بار از جایی بجای دیگر که پیشتر نقلیه نامیده میشد. (واژه های فرهنگستان). - بارکشی تند؛ نقلیهٔ سریع السیر. (واژه های فرهنگستان).
کلمات همقافیه با «بارکشی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «شی» برای سرودن شعر