معنی بارهی
6 بازدید
[ رَ ] (اِ مرکب) باراهی و چگونگی حالت راه راست. (ناظم الاطباء). با راه و با راهی. (دِمزن).(اِ) جدوار. (ناظم الاطباء) (دِمزن). زدوار. زرنباد. زرنب. ماه پروین.
کلمات همقافیه با «بارهی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «هی» برای سرودن شعر