معنی بارنجان
5 بازدید
[ رِ ] (اِخ) شهری است به بحرین که آن را علاءبن الحضرمی بسال ۱۳ یا ۱۴ هـ . ق. به روزگار خلیفهٔ دوم عمربن خطاب بگشود. (از معجم البلدان). و رجوع به قاموس الاعلام ترکی ج ۲ و مراصدالاطلاع شود.[ رِ ] (اِخ) قریه ای است و در آن کاروانسرا و چشمه ای است نزدیک سنجار. (از معجم البلدان).
کلمات همقافیه با «بارنجان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر