معنی بارمبو
6 بازدید
[ رَ ] (اِ) بارنبو. بارنبوی ریحان. (آنندراج). قسمی از ریحان. (ناظم الاطباء) (دِمزن: بارنبوی). بادرنگبو(؟) (دِمزن). رجوع به بارنبو و بارنبوی شود.
کلمات همقافیه با «بارمبو»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بو» برای سرودن شعر