معنی بارشد
6 بازدید
[ رَ شَ ] (ص مرکب) مجازاً کامیاب. پیروز. موفق. رستگار: شیر را چون دید کشتهٔ ظلم خود میدوید او شادمان و بارشد.مولوی. و رجوع به رشد شود.
کلمات همقافیه با «بارشد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «شد» برای سرودن شعر