معنی بارجو
6 بازدید
(نف مرکب) بارجوی. آنکه بار جوید. کسی که رخصت شرفیابی خواهد. رجوع به بارجوی شود.
کلمات همقافیه با «بارجو»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «جو» برای سرودن شعر