معنی بارجة
5 بازدید
[ رِ جَ ] (معرب، اِ) کشتی بزرگ جنگی. (منتهی الارب). ج، بوارج. جهاز یا کشتی بزرگ جنگی. (آنندراج). ساختمان بزرگ جنگ. (دِمزن). بیرونی گوید: کلمهٔ هندیست از ریشهٔ «بیره» تعریب شده است و آنرا بر بوارج جمع بسته اند. و چون راهزنان دریائی در ساحل هند کشتی ها را غارت میکردند آنان را بدین نام خواندند چنانکه یاران همین دسته را در دریای روم قرصان خواندند. (ماللهند).[ رِ جَ ] (ع ص، اِ) مرد بسیارشرّ. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «بارجة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «جة» برای سرودن شعر