معنی بارافکنی
5 بازدید
[ اَ کَ ] (حامص مرکب) بارافگنی. عمل افکندن بار. || بمجاز، بچه زادن : چو تنگ آمدش وقت بارافکنی برو سخت شد درد آبستنی.نظامی.
کلمات همقافیه با «بارافکنی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نی» برای سرودن شعر