معنی بارافکن
6 بازدید
[ اَ کَ ] (اِ مرکب) بارافگن. لفظاً صفت فاعلی است ولی بمعنی محل نهادن بار و جایگاه خالی کردن بار باشد. طالب آملی گوید: گلزار عیش و لاله ستان نشاط را بارافکن قوافل عیش این مشام بود. (از آنندراج). رجوع به بارانداز شود. || فروکش شدن. (غیاث). محل فروکش کردن. || مقام گزیدن. (غیاث). رجوع به بارانداز شود.
کلمات همقافیه با «بارافکن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «کن» برای سرودن شعر