معنی بارآغوش
4 بازدید
(اِ مرکب) چیزی که انسان بتواند در آغوش خود حمل کند. در بعض نسخ نوشته: مقدار مایحمله الانسان ملاصقاً بجنبیه. (شعوری ج ۱ ورق ۱۶۹). بغل پر. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «بارآغوش»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وش» برای سرودن شعر