معنی باذل
5 بازدید
[ ذِ ] (ع ص) بخشنده و سخی. (غیاث) (آنندراج) (فرهنگ نظام). ج، بُذل. عطادهنده. بسیارعطا. جوانمرد معطی. دهنده. بذل کننده و جودکننده. سخی و جوانمرد. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «باذل»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ذل» برای سرودن شعر