معنی باذق
6 بازدید
[ ذَ ] (معرب، اِ) شیرهٔ انگور تند و تیز اندک طبخ یافته، معرب باده. (منتهی الارب) (اقرب الموارد) (آنندراج). در عرف فقها، شرابی جوشانیده که کمتر از نصف آن تبخیر شده باشد. مأخوذ از بادهٔ فارسی، شیرهٔ انگور تند و تیز اندک طبخ یافته. (ناظم الاطباء). باذه. (المعرب جوالیقی ص ۸۱ س ۵). آب انگور پخته شده را گویند که کمتر از نیمهٔ آن بر اثر پخته شدن بخار شده باشد و اگر نیمهٔ آن بخار و نیمهٔ دیگر باقی مانده باشد آنرا منصف نامند. و اگر دو ثلث بخار و یک ثلث باقی مانده باشد آنرا مثلث خوانند. و کلمهٔ باذق معرب باده است.[ ذِ ] (ع ص، از اتباع) حاذق باذق، از اتباع است. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (قطر المحیط). رجوع به بحر الجواهر شود.
کلمات همقافیه با «باذق»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ذق» برای سرودن شعر