معنی باذرو
5 بازدید
[ ذَ ] (اِ) همان بادرو باشد. باذروج. باذروق. (ربنجنی). گیاهی از طایفهٔ چتری و معطر که جعفری نیز گویند. (ناظم الاطباء). رجوع به بادروج و بادرو و شعوری ج ۱ ورق ۱۸۸ شود.
کلمات همقافیه با «باذرو»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رو» برای سرودن شعر